آره ... با تو هستم !

از انسان بودنم شرم می کنم !!

گاهی می خواهم انسان نباشم !

گوسفندی باشم پا روی یونجه ها بگذارم اما دلی را دفن نکنم !

گرگی باشم گوسفند ها را بدرم اما بدانم کارم از روی ذات است نه هوس !

خفاش باشم که شبها گردش کنم با چشمهای کور اما خوابی را پرپر نکنم !

کلاغی باشم که قارقار می کند اما پرهایم را رنگ نکنم و دلی را با دروغ به دست نیاورم!

چه میدانیم شایــد ... حیوانات به قصد توهین همدیگر را "انسان" خطاب می کنند !!!

د ع ش

/ 3 نظر / 11 بازدید
taha

ﺭﻭﯼ ﻣـﺮﺯ ﺑﺎﺭﯾﮑــﯽ ﻗﺪﻡ ﻣﯽ ﺯﻧﻢ ... ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﻟــﻢ ﻧﻪ ﺑﻮﺩﻧــــــــــﺖ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻭ ﻧﻪ ﻧﺒﻮﺩﻧــــــﺖ ﺭﺍ ...

bahare

َوقتی دلتنگ شدی به یاد بیار کسی رو که خیلی دوستتَ داشت اما تو دوستش نداشتی وقتی ناامید شدی به یاد بیار کسی رو که تنها امیدش تو بودی اما ناامیدش کردی وقتی پرواز سکوت شدی به یاد بیار کسی رو که به صدات محتاج بود اما تو ازش دریغ کردی وقتی دلت خواست از غصه بشکنه به یاد بیار کسی رو که توی دلت یه کلبه ساخته بود اما تو کلبشو خیلی راحت خراب کردی...

سید مجتبی محسن زاده

درود بي پايان بر شما دوست خوبم بسیار زیبا و ستودنیست خواندم با شعرم*بانوی عشق* دعوتيد به اشعار عاشقانه در انتظار قدومتان هستم.[گل][گل][گل][گل][لبخند]